تبلیغات
مطالعات آمریکا - خلاصه کتاب حجیم رویای امریکایی
یکشنبه 19 دی 1389  11:46 ق.ظ    ویرایش: - -

باسمه تعالی

استاد: دکتر فواد ایزدی

دانشجو: هانی

خلاصه کتاب رویای امریکایی

در ابتدای کتاب به نحوه تسلط کریستف کلمپ بر سرزمین سرخپوستان اشاره می کند و داستان استعمار اولیه آنها را بدین شرح بیان می کند که قرار بود اولین کسی که خشکی را ببیند پاداش بزرگی دریافت کند. ملوانی به نام رُدریگو اولین کسی بود که تابش نور خورشید را بر سطح ماسه های سفید ساحل دید و فریاد زد. کلمب ادعا کرد که غروب روز گذشته چنین نوری را دیده است. جایزه به کلمب تعلق گرفت! سرخ پوستان آراواک به پیشواز کشتی نشینان آمدند و به گرمی از آنها پذیرایی کردند. آراواک ها زیورآلات کوچکی داشتند که به گوشهایشان می آویختند. کلمب مطمئن شد که درست آمده است!

اما 39 ملوان قبلی را که مأمور کشف طلا کرده بود، کشته یافت؛ آنها بومیان را اذیت کرده بودند و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفته بودند. و در نتیجه طی جنگی ..........

 

باسمه تعالی

استاد: دکتر فواد ایزدی

دانشجو: هانی

خلاصه کتاب رویای امریکایی

در ابتدای کتاب به نحوه تسلط کریستف کلمپ بر سرزمین سرخپوستان اشاره می کند و داستان استعمار اولیه آنها را بدین شرح بیان می کند که قرار بود اولین کسی که خشکی را ببیند پاداش بزرگی دریافت کند. ملوانی به نام رُدریگو اولین کسی بود که تابش نور خورشید را بر سطح ماسه های سفید ساحل دید و فریاد زد. کلمب ادعا کرد که غروب روز گذشته چنین نوری را دیده است. جایزه به کلمب تعلق گرفت! سرخ پوستان آراواک به پیشواز کشتی نشینان آمدند و به گرمی از آنها پذیرایی کردند. آراواک ها زیورآلات کوچکی داشتند که به گوشهایشان می آویختند. کلمب مطمئن شد که درست آمده است!

اما 39 ملوان قبلی را که مأمور کشف طلا کرده بود، کشته یافت؛ آنها بومیان را اذیت کرده بودند و زنان و کودکانشان را به اسارت گرفته بودند. و در نتیجه طی جنگی با بومیان، همگی کشته شده بودند.

کلمب جزیره به جزیره بومیان را اسیر می کرد و پیش می رفت اما طلا پیدا نمی شد. به جای طلا، 500 نفر از این بومیان را به عنوان برده به اسپانیا فرستاد. 200 نفر از آن 500 نفر، در راه مردند! در ناحیه ای از هائیتی کلمب و افرادش همه بومیان بالای 13سال را موظف کردند برایشان طلا بیاورند و گر نه سرشان را از دست می دادند!... طلایی که وجود نداشت... آنها چاره ای جز فرار نداشتند... اما آنها تعقیب شدند؛ اعدام شدند؛ و اجسادشان سوزانده شد.

 

گر چه روابط سیاهپوستان و سفیدپوستان از حالت برده داری خارج شده است، اما هنوز طرز رفتار ناعادلانه با سیاهپوستان ادامه دارد. 

نکته مهم این است که حتی در دوره کنونی نیز مظاهری از فرهنگ و رویکرد برده داری نیز در این کشور حضور دارد.

نکته قابل توجه دیگر این است  که حتی به قدرت رسیدن فردی مانند رییس جمهور فعلی آمریکا نیز در اصل بر هم زننده ی چنین موضوعی بوده است.

انگلیسی ها برای تأمین غذایشان مشکل داشتند و باید به شدت کار می کردند؛ (آنها کشت تنباکو را از بومیان آموخته بودند و باید تنباکوی انگلستان را تأمین می کردند.)

از طرف دیگر آنها نتوانستند سرخپوستان را به خدمت خود درآورند.

ادموند مورگان در کتاب «برده داری آمریکایی، آزادی آمریکایی» می نویسد:

«سرخپوستان فارغ از شما در اجتماع خود زندگی می کردند؛ به روشهای شما که گمان می کردید درست هستند، می خندیدند و زمینشان محصول بیشتری می داد؛ در حالی که کمتر از شما روی آن زحمت کشیده بودند... و آنگاه که اطرافیان، شما را ترک می کردند تا با آنها زندگی کنند، تاب تحمل از کف می دادید. بنابراین سرخپوستان را کشتید، آنها راشکنجه کردید، دهکده هایشان  را به آتش کشیدید، مزارع ذرت آنها را سوزاندید ... اما هنوز هم محصول چندانی برداشت نمی کردید!»  

دربررسی این برهه از تاریخ آمریکا  نکته ی قابل توجه این است که همیشه این مساله مطرح است که این مستعمره نشینان چه کسانی بودند.

بیش از نصف مستعمره نشینان خدمتکران سفید پوست بودند. تغییر در قوانین مربوط به زمین در انگلستان، موجب فقیر شدن بسیاری از کشاورزان و بی خانمانی بسیاری از شهروندان شده بود.

بیان چند نمونه برای توضیح بیشتر در ادامه بیان می شود. قوانین جدیدی تصویب شده بود برای تنبیه فرستادن آنها به اردوگاههای کار و اخراجشان از کشور.در نتیجه، عده ای مجبور شدند به آمریکا مهاجرت کنند.

عده دیگری را هم البته وعده های دروغین درباره زندگی خوب و راحت، به آمریکا کشاند.

گاتلیب میتلبرگر موسیقیدانی که حدود سال 1750 از آلمان به آمریکا سفر کرد، می نویسد:

« در طول سفر کشتی مملو از علایم رقت انگیز پریشانی و اندوه بود. بوها، دردها، ترسها، استفراغ، انواع دریازدگی، تب، اسهال خونی، سردرد، گرما، یبوست ...

یکی از آن روزها که طوفان وحشتناکی را  تجربه می کردیم، زنی که نزدیک زایمانش بود و تحت آن شرایط قادر به وضع حمل نبود، از راه یکی از پنجره هایبرای  کشتی به دریا پرت شد.

خدمتکاران به محض رسیدن به آمریکا همچون برده ها خرید و فروش می شدند.

کتک و شلاق امر متعارفی بود.

از بدترین موارد بدست آمده از این دوره این است که خدمتکاران زن مورد تجاوز قرار می گرفتند.

در حدود سال 1776 عده ای از اشخاص مهم مستعمره ها دریافتند که با خلق یک ملت و یک نشانه به نام ایالات متحده می توانند زمین، ثروت و قدرت سیاسی را از عده ای که مستعمره ها را برای بریتانیای کبیر اداره می کردند، بگیرند. با این دید می توان انقلاب آمریکا را حاصل یک نبوغ دانست.

برای بیان و توضیح دقیق تر به بیان مواردی از این برهه تاریخی میپردازیم  که ما را برای درک بهتر یاری می کند.

جنبش رگیولیتور (تعدیل کننده) در کارولینای شمالی در اعتراض به مالیاتهای سنگین شکل گرفت. بریتانیا از نیروی نظامی استفاده کرد، آنها را به توپ بست و جنبش چندین هزار نفره آنها شکست خورد.

در شهر بوستون که اعتراض ها به صورت برگزاری جلسه های عمومی شکل می گرفت، حادثه مهمی در حال وقوع بود. کسانی چون جیمز اتیس و ساموئل آدامز (گروه متعلق به نخبگان محلی که با گروه حاکم وابسته به بریتانیا رابطه نداشت) سخنوری های فصیح می کردند و مقالات متعدد می نوشتند.

 1765، تصویب "قانون تمبر" (مبنی بر اینکه مستعمره نشینان باید هزینه های انگلستان در جنگهای هفت ساله را بپردازند.)

مقامات رسمی بریتانیا گزارش کردند: برنامه ریزی ای وجود دارد برای حمله به سایر ثروتمندان

تشکیل گروه سیاسی «نه وفادار» (از اقشار متوسط و بالا که مقابل بریتانیا ایستاده بود و اقشار پائین را دعوت به اعتراض می کرد- و البته سیاهان را به جنبش خود راه ندادند-)

با دعوت این گروه 2 تا 3هزار نفر از مردم اطراف خانه یکی از مقامات محلی جمع شدند. بعد از ترک محل توسط نجیب زادگانی که طرح را سازماندهی کرده بودند، جمعیت فراتر از حد عمل کرد و به تخریب اموال آن مقام محلی پرداخت.

نبرد میان بریتانیای کبیر با مستعمرات شروع شد اما در عین حال شورش های دیگری هم در حال وقوع بود.

جان آدامز می گوید: «تنها یک سوم مردم مستعمره ها از انقلاب حمایت می کردند.»

جان شای مورخ معاصر می گوید تنها یک پنجم، فعالانه علیه بریتانیا عمل کردند.

در آغازین روز سال 1781: شورش عده ای از سربازان پنسیلوانیایی- کشتن یک فرمانده و زخمی کردن عده ای- حرکت با توپ جنگی به سمت فیلادلفیا حرکت کردند و فرمانده لشکر، جرج واشنگتن با آنها صلح کرد.

بردگان پشنهاد کردند در ازای آزادی در لشگر انقلاب بجنگند؛ جرج واشنگتن نپذیرفت؛ اما بالاخره حدود پنج هزار سیاهپوست در کنار آمریکایی ها جنگیدند.

پس از جنگ تقاضای حق رأی نمودند. آنها گفتند: «ما هم در کنار شما برای یافتن حق حکومت بر خود جنگیده ایم.»

 

بیان یک نمونه تاریخی: دنیل شیز یک کارگر فقیر مزرعه بود که به ارتش پیوست و در برابر بریتانیا جنگید و در 1780 از ارتش خارج شد چون حقوقش را نمی دادند. وقتی به خانه بازگشت توان پرداخت وام مذکور را نداشت. وقتی دیوان عالی رهبران شورش کشاورزان را مجرم شناخت، شیز 700 کشاورز مسلح را که اغلب از سربازان بودند، سازماندهی کرد. آنها به سمت دادگاه رهبران شورش در اسپیرینگ فیلد حرکت کردند. این کار بارها و بارها توسط آنها در دادگاههای دیگر هم تکرار شد. در حرکت به سمت بوستون ، طوفان وادارشان کرد که بازگردند؛ یک نفر از آنها یخ زد و مرد.

تجار بوستون به تشکیل ارتش برای جنگ با کشاورزان پرداختند .

طبق قانون اساسی، این قانونگذاران ایالتها بودند که سناتورها را برای ورود به کنگره فدرال انتخاب می کردند و باز، نمایندگانی که از جانب این قانونگذاران انتخاب می شدند، رئیس جمهور را و رئیس جمهور اعضای دیوان عالی را انتخاب می کردند.

تنها جزء دولت که مستقیماً توسط مردم انتخاب می شد، مجلس نمایندگان بود.

تازه باز قوانین و شروط همین انتخابات را هم قانونگذاران ایالات تعیین می کردند. زنان، سرخپوستان، بردگان و مردان فاقد مقدار معینی دارایی هم فاقد حق رأی بودند!

 

   


نظرات()  
جواد بانویی فر
دوشنبه 24 آذر 1393 05:58 ب.ظ
با سلام
ممنون میشم خلاصه کتاب برام ایمیل کنید
با تشکر
انجمن
چهارشنبه 20 دی 1391 04:08 ب.ظ
بسم الله
سلام
مطالب خوب و سنگر خوبی دارید.
وبگاه دانشجویان سیاسی دانشگاه امام صادق(ع)
منتظر حضورتان هستیم.
www.isupsa.ir
در راستای اتحاد سایبری و فعال شدن سایت های ارزشی خوشحال میشیم ما رو لینک کنید
یاعلی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

مطالعات آمریکا